«-(¯`v´¯)-»شایان«-(¯`v´¯)-» |
|
عشق
نوشته شده توسط شایان تاریخ چهارشنبه 1384/09/23 و ساعت 23:38 |+|
عشق
نوشته شده توسط شایان تاریخ چهارشنبه 1384/09/23 و ساعت 23:34 |+|
نوشته شده توسط شایان تاریخ جمعه 1384/09/11 و ساعت 15:33 |+|
طبیعت مرد مرد برای عاشق شدن به یک دیقه نیاز دارد و برای فراموش کردن نوشته شده توسط شایان تاریخ پنجشنبه 1384/09/10 و ساعت 15:51 |+|
چه بسبارند زنان زیبا در دنیا و چه دشوار است عاشق شدن اما...
نوشته شده توسط شایان تاریخ پنجشنبه 1384/09/10 و ساعت 15:15 |+|
سلطان غم مادر كودكي كه آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسيد : اما من به اين كوچكي و بدون من يكي را براي تو در نظر گرفته جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و هر روز به تو لبخند خواهد زد . شاد خواهي بود.» چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم ؟» را كه ممكن است بشنوي به تو ياد خواهد داد كه خواهد داد و به تو ياد مي دهد بدي هم زندگي مي كنند . چه كسي از من حتي اگر به قيمت جانش تمام شود نمي توانم شما را ببينم ، ناراحت و به تو راه بازگشت در كنار تو خواهم بود » شنيده مي شد . كودك می دانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند . لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد » به راحتي مي تواني او را مادر صدا كني نوشته شده توسط شایان تاریخ یکشنبه 1384/09/06 و ساعت 23:5 |+|
تو آسمونه بی کسیم ستاره بوده بی شمار، اما همیشگی تویی ستاره دنباله دار اون روزی که تو دنيا اومدی داشت بارون ميومد اما هوا ابری نبود اين فرشته ها بودن که داشتن گريه می کردن نوشته شده توسط شایان تاریخ یکشنبه 1384/09/06 و ساعت 23:0 |+|
پدره عشق بسوزه آخر يه روز تيک ميگيری لباسهای شيک ميگيری بابات را ميکنی کچل تا بينی رو کنی عمل با همراهت زنگ ميزنی عينک رنگ رنگ ميزنی اين دل و اون ميزنی هي به موهات ژل ميزنی جنس لباسات تريکو موزيک فقط از انريکو جوراب های فسقلکی روسرهای الکی با اشوه های شُتری ميشينی پشت موتوری تو خيالت خيلي تکی فکر ميکنی با نمکی خوشی با اين تيپ خفن حالا قشنگی مثلا ؟ در مقابله اون ايستادم... او را ديدم... ازش خوشم آمد... لبهايم را بر لبهايش گاذشتم و از شيريه جانش نوشيدم وای که چه لذتی ميبردم احساس ميکردم در ارش هستم اما او چيزی نبود جز نوشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــابه!!
عشق يعنی علاقه نه کفگيرو ملاقه، دوست دارم يه عالمه اندازيه يه قبالمه ، من عاشقه تو هستم تو قبالمه نشستم ، يه کفگيره تو دستم منتظره تو هستم شايد تا حالا بهت نگفته باشم که بی خوابي شبهاي من توی، کسی که باعث ميشه من شب ها نخوابم توی، صدات هميشه تو گوشمه ، تا ميام بخوابم صدا منو و به گريه ميندازه ، ولی از وقتی پيف پف(Pif Paf) خريدم ديگه اين مشکل را ندارم نوشته شده توسط شایان تاریخ جمعه 1384/09/04 و ساعت 2:29 |+|
عشق ترانه ای بیهوده نیست........ يادم باشه که يادت باشه که يادم بياری که يادت بدم که ياد بگيری که يادم بياری که هميشه به يادتم و هيچ وقت از يادم نميره اينو يادت نره خواستم براي از دست دادنت اشک بريزم اما ديدم تمام اشکهايم را براي به دست آوردنت ريختم هر وقت از تو خواستم دستم را بگيری بگير نه هر وقت که فرصت کردی شايد اون وقت من فرصت نکردم دست تو رو بگيرم نوشته شده توسط شایان تاریخ جمعه 1384/09/04 و ساعت 2:10 |+|
ای کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت تا که بودیم نبودیئ کسی کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدن قدرآینه بدانیم چو هست نه درآن وقت که اقبال شکست نوشته شده توسط شایان تاریخ جمعه 1384/09/04 و ساعت 2:3 |+|
|